خرید بک لینک
قبلنا تصور میکردم زندگی مثل یه مبارزس و باید تا پایان جنگید اما چن وقته که ازین مبارزه دلسرد شدم.چون این مبارزه اصلن عادلانه نیست و حتی در بهترین حالت هم قرار نیست من پیروز بشم.ته تهش همه بازنده ایم.

یاد اون بند از شعرم افتادم.

"در بازی زندگی برنده ،بازنده است"

برچسب: نویسنده: رضا سامانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:56

چن تا نکته رو لازمه بگم.اول اینکه یه دوستی گفته بود چرا نظراتو تایید نمیکنی در جواب باید بگم که من قبلنا میکردم اما بدلیل اینکه هدف خیلیا از نظر گذاشتن تبلیغ برای وبشو و بعضیام که از قسمت نظرات وب وار

برچسب: نویسنده: رضا سامانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:56

در طول زندگیم روزای سرنوشت ساز زیادی رو سپری کردم.این روزا از اون دست روزاس.سخت میگذره و دارم صبر پیشه میکنم.برام دعا کنید.

مهمترین تفریحم در روزای سختم شعر بوده همیشه اما این روزا حتی فرصت پناه بردن به شعر رو ندارم.

این نیز بگذرد...اما این کجا و ان کجا...

برچسب: نویسنده: رضا سامانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:56

توی این روزای سخت یاد روزای سخت گذشتم افتادم رفتم خیلی قبل تر به روزای سخت دبیرستان و یاد شعر کوتاه پدر افتادم که...

توی ادامه مطلب شعر پدر رو میتونید بخونید

برچسب: نویسنده: رضا سامانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:56

همیشه بطور ذاتی خودمو انسان جسور و شجاعی میدونستم و خیلی وقتا این موضوعو اثبات کردم اما وقتی به لحظات حساس و مهم زندگیم که فکر میکنم میبینم بزرگترین ضربات زندگیمو از ترسو بودنم خوردم.از دیر تصمیم گرفتن از دیر اقدام کردن و چیزی بدتر از خیلی دیر هست؟!

برچسب: نویسنده: رضا سامانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:56

بعضی ها به دنیا می ایند تا بمیرند.سرتاسر زندگیشان مردگی است.شاید من یکی از این بعضی ها باشم.شاید...اما الان قضاوت زوده.اه ای دلم صبور باش.صبورتر...

در اینستا هم دنبال کنید مرا

4777.jwd

برچسب: نویسنده: رضا سامانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:56

خوبی اینجا سکوتشه اینجا کسی نیست که منو بشناسه و قضاوت کنه البته جاهای دیگم منو نمیشناسن اما قضاوت میکنن و ادعای دوستی دارن در حالی که من همیشه تنهام...

برچسب: نویسنده: رضا سامانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:56

صفحه بندی